عشق واقعی فقط خدا

عشق واقعی فقط خدا

هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم . . .

مامان بزرگم رفت...

مامان بزرگم رفت...

چند ساعت پیش خدا مامان بزرگمو برد پیش خودش

هرکی این متن رو خوند برا مامان بزرگم فاتحه بخونه اگه براش مشکلی نیست

یک دقیقه وقتتونو میگیره

ممنونم ازتون

یه مدت نمیام نت

شاید بیام و فقط پیاماتونو تایید کنم

اگه جوابتون رو ندادم ناراحت نشید

موفق باشید

التماس دعا

یاعلی

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 2:46 ] [ قلب صبور ] [ ]


حرف های دل قلب صبورم(پست ثابت)

سلام

این پست حرف های دلم هست و از جایی کپی نشدن

خیلی راحت زده نشدن

پست هاي ديگه رو ميتونيد كپي كنيد

 

به دلیل زیاد بودن مطالب به آرشیو ماهانه وبلاگ هم سر بزنید

 


 

شاید آرام تر میشدم

فقط و فقط ……..

اگر میفهمیدی…..

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی
 

نوشته نشده اند!!



برای خواندن حرف های دلم به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
 

آبجی که به اسم صدف برام پیام میزاری

آدرس وبلاگت رو برام بزار که بتونم جوابتو بدم

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ] [ 23:42 ] [ قلب صبور ] [ ]


سلام

امیدوارم عالی باشید

چند روزی نیستم

دارم میرم تهران

یهوووووووووووووووووووووووویی شد

چیه خب

یهویی شد دیگه

حالا اینقدرم یهوووووووووووووووووویی نشدا

یهووویی شد

حالا بهتر شد

ندیدی یه پسر 22 ساله با خودش درگیر بشه؟

دیدی دیگه

چرا اینجوری نیگا میکنی

همه ش خودتی

خخخخخخ

مواظب خودت باش تویی که داری میخونی

آره با توام

مرسی که وقت گذاشتی

شب و روزت عالی

یاعلی

[ یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393 ] [ 1:53 ] [ قلب صبور ] [ ]


یا ضامن آهو کاش کبوتر حرمت بودم

مولاجان کاش کبوتر حرمت بودم…

دل تنهامو آوردم

 

تنها با یه دنیا دلخوشی کمتر از آهو که نیستم

میشه ضامنم بشی ضامن آهو صدایم کنی…

 

از شما دورم اما …

 

از بزرگترها شنیده ام هر جا که باشیدست به سینه که بگذاری و رو به بارگاهتان خالصانه که بخوانمتان انگار در جوار حرمتان ،شما را زیارت کرده ام .

 

پس در میان آسمان ها حرمتان را دوباره می بویم و اذن دخول می خوانم،

 

اللهم انی وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک ….

 

 

حواسم بهتان هست آقا ..

گرچه دل مشغولی ها امان سبک شدن نمی دهد ..

 

کنار شما که نیستم اما

از عمق وجودم حواسم به شماست مولا !

 

این حق من است که کاسه های خالی شفاعترا پر کنم

فقط میتونم بگم:یا امام رضا منو ببخش و شفاعتم کن!!

 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

 

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 20:22 ] [ قلب صبور ] [ ]


“شکایت و امانت داری چادر مشکی ”

من شکایت دارم

از آن ها که نمیفهمند چادر مشکی یادرگار مادرم زهراست

از آن ها که به سخره میگیرند قداست حجاب مادرم را

چرا نمیفهمی؟

این تکه پارچه مشکی از هر جنسی که باشد

حرمت دارد…!

 

چه حس خوبیست امانتی ات را برداری

 

ببری پیش صاحبش

 

و زمزمه کنی …

 

من هنوز امانت دارم

 

ادامه راه را یاری ام کن

 

ای شهید

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 11:18 ] [ قلب صبور ] [ ]


بگذار دوباره جمعه را صــــــرف کنیم

گفتم شبی به مهــــــدی«عج»، اذن نگاه خواهم

گفتا که من هم از تو تـــرک گــنـاه خواهم

 

 

موعود خدا مــرد خـــــــطر می خواهد

آری سفر عشــــــق، جگـــــــر می خواهد

ای جمعیت میلیونی عصـــــــر ظهور

او سیصد و سیزده نفــــــر می خواهد!

 

 

من مثل تو و تو مثل من چـــــشم به راه

ما چشم به راه مـــــــردی از کوچه ی ماه

بگذار دوباره جمعه را صــــــرف کنیم

ندبه، گریه، عهد، فرج… باز گنـــــــاه!

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 11:8 ] [ قلب صبور ] [ ]


“شرطی بین خودمان و خدا ”

خدایا

دلم می خواهد شرطی بین خودمان بگذاریم!!

شرطمان این باشد که من دعا کنم

و تو از بین آنها انتخاب کنی!!!

هر کدامشان را که به دردم می خورد مستجاب کنی

و هر کدامشان را که فکرمیکنی به صلاحم نیست ،

کنارش بگذاری…

 

گفتم :خدایا میخواهم عشق به تو را تجربه کنم.در این راه مرا کمک کن

خداوند گفت :

اول عشق به خودت

دوم عشق به دیگری

و در آخر عشق به هستی را

تجربه کن

این سه که حاصل شد

تازه عشق به من را تجربه خواهی کرد

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 17:4 ] [ قلب صبور ] [ ]


“بدحجاب ها بدونن “

بعضـــــی از دختـــــرکان…!! هر چقدر میتوانند بـد حجابی بکنند.!!

لباس تنــــگ و بـــــد نما بپوشــــند و بقول خودشان..

اگـــه تیــپ نزنیم اْفـــته کـــلاس داره برامـــــون..!!

اون آقا پسـر هایی که میـگن..!!

یه جــوون باید در دانـشگاه دوست دختر !! داشته باشه..!!

و بقـــول خودشان ما جــوانایم فعلا بی خیال محــــرم و نامحــرم..!!

 

اون عـروس خانومی که کـراهت دارد یک تکـه پارچه روی صورتش بندازه

که نکنه آرایــش یک میـلیون تومنیش خـراب بشه..!!

و اینچــــنین خودش رو به همه نـــشون میده..!!

اون خانوم هایی که به بـهانه تفــریح بی خیال محرم و نامحرم میشوند..!!

و اینگونه تـفریح میکنند..!!

 

اون خانـوم هایی که با آرایـش و لبـــاس تنگ عکس هایشان را..

در شبکه های اجتماعی به نمایــــــش میگذارند..!!

و میگویند بــــذار خوش باشیم که دنــــیا دو روزه..!!

 

هـــمه اینــها بداننـد کـه..!!

این خوبـی ها یک روزی تـــموم میشن..!!

ایـنها باید بدانـند که..!!

یک روزی اینجوری روی سنگ غسالخانه آنها را غــسل میــت میدهند..!

 

پـــس از یاد نبـریم که یک روزی ما را درقـــبر خواهند گذاشت و دیـــگر..

هیچ راه بازگــشتی برای تــــوبه وجـــود ندارد..!؟

 

ایــــن ها از مـــن و شمــــا پْــــر میشونـــد…؟!

یــادت نـره…

اگه یـــ ـــادت رفت بدان همیشه یکی خیلی بـــیادتــ ـــه خیلی..!!

جـنــــاب عـــزرائــیل را میگـوئیم…

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 16:51 ] [ قلب صبور ] [ ]


برهنگی افکارت را هزاران بار لایک خواهند کرد!

کمبــــــــود محبتت را به اشتـراک بذار با نـــــامحرمان…

که آنان این برهـــــنگی افکارت را هــــــــزاران بار لایک خواهند کرد…

تاســـــــــف بار است

حال و روز کسی که تشنـــــــه نگــــــاه دیگران  باشد!!!

 

میگن با تمام فــــــــقر هرگـز محبت را گـدایی نکن!

و با تمام ثروت هرگز عشـــــــق را خریداری نکن!

مسلما  آنچه که  به دست می اید…

عشـــــق و محبـت نخواهد بود…

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 16:37 ] [ قلب صبور ] [ ]


دختران باحجاب و چادری در این گرمای تابستان!!!

خواهرم!!!

بعضی چشم ها منتظر یک جرقه اند ؛ تا جامعه را به آتش بکشند؛

مراقب باش رفتارت جرقه آفرین نباشد

hejab (2)

وقتــی می‌پرسند : نمی‌پـزید در این گرمــا؟!

یک لبــخند بزن و بگو :

 سرگرمِ عشقــبازی که باشی و در اشتیاق خاکستر شدن ،

 این گرما که شوخی کوچکی بیش نیست!

و بعد دقیق شو در چهره‌شان ، تا خوب ببینی که چطور می‌شود

 با یک چادر، تمام معادلات عقلانی‌شان را در لحظه‌ای بر هم زد !

hejab (1)

بـر چادر مشکی ات ، نستعلیق می نویسم عشق را …

وقتی که

این اِحرام سیاه را می پوشی و حج شکوهمند حیــــــا را به جا می آوری ،

آنگـــاه

طواف می کنند تو را صفوف فرشته هــــا

و متبرک می کنند بال هایشان را

به تـــار و پــود حریــم آسمانی ات

تـــو ! گمنــام ترین حاجیـــه ی  امروز زمـــان هستی بانـــو  !

hejab

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 16:18 ] [ قلب صبور ] [ ]


حجاب و چادر ...

چـادرِ تو

نـه بـرای نشـان دادن فقـر در سریـال هـای کشـورم است …

نـه لبـاس متهمـان ِ دادگـاه و زنـدان هـا

چـادر تو تـاج بنـدگـی تو است

سنـد زهـرایی بـودنـت را امضــا میکنـد …!

طعنـه هـا دلسردت نکنـد بـانــو …

بـا افتخـار در کوچـه هـای شهـر قـدم بـزن …!

 

گـاهـی کـه چـادرت خـاکـی میشـود …

از طعنــه هــای مــردم شـهــر

یاد چفیـه هـایی بیفتـــ …

که برای چادری ماندنت …

خــونـی شدند …!

[ جمعه دهم مرداد 1393 ] [ 14:22 ] [ قلب صبور ] [ ]


مناجات با خدا “هوای خدا “

هـــر بار کـه دلــم هـــوای خـــــــدا کـــرد …

نــــه !

هــر بار کـه خـــــــدا یــاد ِ دلــم کــــرد …

تـنـم لــرزید

نــه از خــــــدا

از خــــودم !

که از شــیطــان هـــم شـیطـان تــَر شــدم …

نـگـاهم را مــی دزدم …

مبادا چشــمم در چشـــم خدا گــــیر کند …

 

 

 

[ جمعه دهم مرداد 1393 ] [ 1:45 ] [ قلب صبور ] [ ]


عجـــیـــب تر که چــه آســــان نبــــودنت شــده عادتـــــ

آقــــا اجـازه ! دلــــــزده ام از تمـــــام شـهر

بی تـــــــو دلــــــم گرفته ازایـن ازدحـام شــــهر

آقـا اجـازه! دست خودم نیــست خســـته ام

در درس عشـــــــق من صـفِ آخـــــرنشسته ام

در این کلاس ، عاطــــــفه معنــــــا نمیـدهد

اینـجا کـسی بـرای تـــــو برپـــــا نمیــــــدهد

آقـــــــا اجــــازه ! بغـــــض گرفتـه گلویمان

آنقـــــــدر رد شدیم که رفـــت آبرویمان

یادمان باشد اگر تنــگی دل غوغـــا کرد

مهــــــــدی فاطمه تنهـاست از او یـــــــاد کنیم…

چه انتــظـــار عجـــیــبی !!

عجـــیـــب تر که چــه آســــان نبــــودنت شــده عادتـــــ

نـــه کـــوشــشــی نـــه وفـــایــــیــ

فقــــط نشـــستــه ایـــمــ و مـــیگویــیمـــ

خـــــدا کنـــــد کـــهــ بیــــایــــیــــ

[ شنبه چهارم مرداد 1393 ] [ 10:58 ] [ قلب صبور ] [ ]


یادداشـتی از طـرف خــ♥ــــدا

 

من خــــــدا هستم.

امروز مــــــــن همه مشکلاتت را اداره می کنم .

لطفا به خاطـــــــر داشته باش که من به کمک تــــــو نیــــــاز ندارم.

اگر در زندگی وضعیتی برایت پیش آید که قادر به اداره کردن آن نیستی برای رفع کردن آن تلاش نکن .

آن را در صندوق ( چیزی برای خـــــــــــــدا تا انجام دهد ) بگذار .

همه چیـز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر مـــــــــن ، نه تـــــــــو .

وقتی که مطلبی را در صندوق من گذاشتی ، همواره با اضطراب دنبال (پیگیری) نکـــن .

در عوض روی تمام چیزهای عـــــــــالی و شگفت انگیزی که الان در زندگی ات وجود دارد تمرکز کن .

ناامیـــــــــد نشو…

شاید یک روز بد در محل کارت داشته باشی : به مردی فکر کن که سال هـــــــــاست بیکار است و شغلی ندارد،

ممکنه غصــه زودگذر بودن تعطیلات آخر هفته را بخوری : به زنی فکـر کن که با تنگدستی وحشتناکی روزی دوازده ساعت ،

هفت روز هفته را کار می کند تا فقط شکم فرزندانش را سیر کند…

 

وقتی که روابط تو رو به تیـرگی و بـــــــدی می گذارد و دچار یاس می شوی :

به انسانی فکر کن که هرگــــــــز طعم دوسـت داشتن و مورد محبــت واقع شدن را نچشیده

وقتی ماشینت خراب می شود و تو مجبوری برای یافتن کمک کیلومترها پیاده بروی :

به معلولی فکر کن که دوست دارد یک بار فرصت راه رفتن داشته باشد.

ممکنه احساس بیهودگی کنی و فکر کنی که اصلا برای چی زندگی می کنی و بپرسی هدف من چیه ؟

شکـــــــــر گزار باش .

در اینجا کسانی هستند که عمرشان آن قــــــــدر کوتاه بوده که فرصت کـافی برای زندگی کردن نداشتند،

وقتی متوجه موهات که تازه خاکستری شده در آینه می شی :

به بیمار سرطانی فکر کن که آرزو دارد کــاش مویی داشت تا به آن رسیدگی کند …

*******

بنـده ی مــن!

بخـوان مـــــــــا را

بگردان قبــله ات را سوی ما

اینک وضـــــــویی کن

خجالت می کشی از مــــــــن؟

بگــــــــو ، جز من کس دیگر نمی فهمد

به نجوایی صدایــــــــــم کن

بدان آغــــــــوش من بـاز است

برای درک آغـــــــــوشم

شــــــروع کن ، یک قـــــــدم با تـو

تمـــــــــام گامهای مانده اش با مــن.

[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 2:3 ] [ قلب صبور ] [ ]


سلام دوستان گلم

امیدوارم عااااااالی باشید

به درخواست یکی از دوستان خیلی عزیز این متن رو گذاشتم

فقط خواهشا دعا کنید دوستان گلم

التماس دعای شدییییییییییییییید دارم

یه خانواده ای یه مشکلی پیدا کرده

یه خانواده داره از هم پاشیده میشه دو تا بچه کوچولو رو

میخوان پدرو مادراشون رو از هم جدا کنن

خدایی دعا کنید مشکلشون حل

یه دعا میکنم هرکی این متنمو خوند یه آمین بلند بگه

خدایا به حق همین ماه عزیز مشکل این خانوده رو حل کن

و خوشبختی رو به این خانواده برگردون

 

آمیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین

 

ان شالله همه تون هر مشکلی تو زندگی براتون پیش اومد به خوبی پشت سر بزارید

یاعلی مدد

[ سه شنبه دهم تیر 1393 ] [ 17:32 ] [ قلب صبور ] [ ]


راحت شدممممممممم

سلام دوستای گلم

بلاخره تموم شددددددددددددددددددددددد

از شر امتحانام خلااااااااااااااااص شدمممممممممممممممم

راستی بعضی از دوستان وبلاگتون برام باز نمیشه

وگرنه میومدم و نظر میدادم

گل مرداب وبلاگ برام باز نمیشه آبجی

 

یه بازدید کننده محترم به اسم sanab.p

خیلی خیلی خیلی ممنونم به خاطر نظرات خوبت

خیلی بهم لطف داری

انشالله هرچی از خدا میخوای بهت بده و همیشه سربلند و موفق باشی

همگی انشالله خوشبخت باشید

خدا رو برای تک تک شما دوستان قلب صبورم آرزو میکنم

همیشه موفق باشید

یاعلی مدد

[ سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393 ] [ 10:40 ] [ قلب صبور ] [ ]


آقا جان سلام...

سلام آقا جون

عیدت مبارک  

خیلیا گفتن و نوشتن برای تو که چرا نیستی در این عید ما ؟!

کی میشود که نمازه عید را پشت سر تو ٬ با تو برگزارش کنیم ؟!

یعنی این اخرین عید بی تو خواهد بود ؟!

و همه  این عید را بی تو دیدن

اما من این عید با تو میبینم

مثل همیشه که هستي و وفقط چشم ظاهرمون نمیبینه مهم حسیه که

من حس میکنم هستي و هرجای دنیا که نماز به پا داریم تو امام جماعت

 

[ جمعه بیست و سوم خرداد 1393 ] [ 8:59 ] [ قلب صبور ] [ ]


سلام

بعضیا فکر میکنن من خیلی با خدام و آدم خیلی خوبی هستم

میخوام روشنتون کنم

من اینجور آدمی نیستم

اینجور مطالب رو دوس دارم

نه طلبه ام نه بسیجی نه اون چیزی که فکر میکنی

فهمیدی؟

من یه آدم گناه کارم

یه آدم معمولی که نه قدر خودشو میدونه ن قدر خدا

فقط بلدم حرف بزنم

حرف با عمل خیلی فرق میکنه

اصلا دلم نمیخواد کسی در این مورد چیزی بنویسه برام

پس خواهشا نصیحت یا حرفی در این مورد نزنید و فقط بخونید و برید

فکر کنید اینم یه پست غمگینه که الکی زده شده

موفق باشید

 

یاعلی

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 20:55 ] [ قلب صبور ] [ ]


چقدر سخته دلت از همه چی گرفته باشه و ندونی باید به کی گله کنی

 

چقدر سخته همه چی و همه آدمها درو برت باشن ولی احساس کنی تنهایی

 

چقدر سخته هزار تا حرف تو دلت باشه و نتونی به زبون بیاریشون

 

چقدر سخته به همه نگاه کنی ولی نگاهت جایی دیگه باشه و الکی لبخند بزنی

 

چقدر سخته یه کتاب بگیری دستت و وانمود کنی که داری میخونی

 ولی حتی یه کلمه هم ازش نفهمی فقط برا اینکه حست و از دیگران قایم کنی

 

چقدر سخته وقتی جلو نگاهای با معنیه مامان که انگار از همه چی خبر داره

و بهت میگه چیزی شده؟! مجبور باشی باخونسردی بگی ...نـــــه.... چیزی نشده !!!

چقدر از این حس متنفرم وقتی حتی نمیتونم به خودم بگم که چمه!!!!

اگه این نوشتن نبود واقعا نمیدونستم باید چیکار کنم!!!

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 20:29 ] [ قلب صبور ] [ ]


خوشگل دایی

 

ای جووووووووووونم

خوشگل داییه هاااااااااا

فداش بشم من

فردا داره میاد پیشم از تهران

عشق منه

نفس منه

بزنم به تخته چشمت نکنن نفس داییییییییییییییییییی

[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 12:23 ] [ قلب صبور ] [ ]


تولدم مبارک

 

سلام

مرسی از کسایی که تبریک گفتن بهم

انشالله همیشه خوشبختی ول کنتون نباشه

هههههههه

همیشه مثل بختک خوشبختی بیفته تو زندگیتون

الان نمیدونم دعای خوبی کردم یا نه

ولی خوب دیگه

نبود؟

بود دیگه

نه خدایی خوب بود

ههههههه

خب خدا رو شکر

خیلی دوستون دارم

موفق باشید

یاعلی

[ شنبه سوم خرداد 1393 ] [ 11:35 ] [ قلب صبور ] [ ]


فرصت هآیی که در آن هیچ کس نباشد

گآهی چقدر روح محتآج ِ فرصت هآیی ست که در آن هیچ کس نباشد

به جز

 

خـــــدا …

[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 16:57 ] [ قلب صبور ] [ ]


...

کارش که توی شهر تموم می شد آروم و قدم زنون از پیاده رو به طرف خونه راه میفتاد

گرگ های شهر نگاه نمیکردن طرف کی هست و با چه لباسی هست

تا تونستن جلوش شماره پرت کردن و

اونم واسه اینکه از شر گرگ ها خلاص شه شماره ها رو میگرفت و میزاشت توی کیفش

به خونه که رسید یه عالمه شماره جلوی روش دید

دلش لرزید

اشک توی چشاش حلقه زد

یکی یکی شماره ها رو پاره کرد و گریه میکرد و میگفت:

ببین مهدی جان مولای من

این شهر و این زمونه دیگه جای من نیست

 

هر جمعه ای که می گذرد پیر می شوی

درهر غروب آن تو دلگیر می شوی

می ترسم آقا که بگویی به این گدا

تو باعث این همه تاخیر می شوی

 

“اللهم عجل لولیک الفرج”

 

[ پنجشنبه یکم خرداد 1393 ] [ 16:54 ] [ قلب صبور ] [ ]


.........

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 17:59 ] [ قلب صبور ] [ ]


زن ...

زن جنس عجیبیست

 

چشم هایش را میبندی، دید دلش بیشتر میشود

 

دلش را که میشکنی، باران لطافت از چشم هایش سرازیر میگردد

 

انگار درست شده تا روی عشق را کم کند

 

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 22:58 ] [ قلب صبور ] [ ]


مـــیم مثـــــلـــ مـــــــــــرد

مـــــــــــــــرد کـــــــه باشــــــــی بایــــد :

برای هضم دلتنگی هایت قدم بزنی و با نگاهت با سنگ فرش خیابان ها و پیاده روها
حرف بزنی …

برای حجم تلخ بی کسی هایت سکوت کنی …

شانه هایت را پناه گریه اش کنی و در عوض دست های مردانه ات سرپوش
اشک هایت باشد …

اما …
گــــــــریه نکن !

محکم باش !
مانند دستانت … مثال شانه هایت …

آخر تو مَردی …
مــــــــــرد کـــــــــه گـــــــــریه نمی کنــــد !

 

او “مـــرد” است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است

صورتش ته ریشى دارد

قلبش به وسعـــتِ دریــــا

جـــاىِ گریـــــه کردن به بالکن میرود و تنـــهایی را می بلعد

او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش می کند

با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا می بوسد و تو آرامــــ می شوى

آنقــــدر اورا نامــــرد “نخوان”

آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را “نسنج”

فقط به او “توجه کن”

تا زمین و زمان را برایت بدوزد …

فقــــط باهاش “رو راست باش” تا دنیا را به پایت بریزد . .

 

 

اگـــر گریــــه نمیکنم فکر نکن از سنـــگم !

من مـــــرد هستم …

تنهـــایی قــــدم زدنم از گریــــه کردنــــ دردناکتــــر استــــ

مـــرد از زن خیلیــــ تنهاتــر استــــ …

مـــرد لاک ناخن نمیــــزند که هر وقت دلش گرفتــــ

دستــــش را باز کند و به ناخـــن هایش نگــــاه کند !

مـــرد موهایش بلند نیست کـــه در بـــــی کســـی

کوتــــاهش کند و لـــــج کند با تــــمام دنــــیا !

مـــرد حتـــی دردهایش اشکــــ که نـــــه ,

سنگــــ میکند و میچســـباند به پیــــشانیش

میـــشود گفتـــ :

مــــیم مثـــــلـــ مــــــــــــــرد

به سلامتی همه مــــرد های واقعی 

 

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 22:44 ] [ قلب صبور ] [ ]


کاش بدونے هر نگاهے لایق لمس نگاهت نیست

“بانو”

کاش بدانی هر نگاهی لایق لمس نگاهت نیست…..

و هر دستی لایق “هم دستی ات” ..

و هر دلی لایق “هم دلی ات“..

راستش اینجا هر “همی” لایق “هم” بودن نیست!..

هوا ابری است!

آفتاب که سر بزند خواهی دید که اینجا هنوز هم دستان پاکهم دست” دارند..

و دل های پاکهم دل“..

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 22:40 ] [ قلب صبور ] [ ]


یک – هیچ به نفع من

صبح زود همین که از خانه بیرون زد گفت:

مسابقه می دیم! از الان تا شب

چشمش به دختری که از سر کوچه می آمد  افتاد :

نگاهش را کج کردو به شیطان گفت:

فعلا یک – هیچ به نفع من !!

[ سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ] [ 22:35 ] [ قلب صبور ] [ ]


آقایون توجه “معامله با خدا “


یک نگاه به نامحرم

می تواند سالها عبادتت را بسوزاند

و یک نگاه نکردن می تواند برتر از سالها عبادت باشد

فقط یک نگاه را برگردان!

چشمت را ببند!

با خدا معامله کن!

چکهای خدا سر وقت پاس می شود

 

می گفتː

حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم،

خوش باشم،

خوشکل کنم

مث دخترا برم بیرون

بهم نگاه کنن،

دلم نمی خواد مثل پدربزرگ ها

یه شلوار کردی و پیرهن ساده بپوشم

خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،

به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم.

نماز می خونم و …

حالا کووو تا اون موقع!

خیییلی وقت دارم …

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده،

بعد از تصادف حتی فرصت استغفارهم پیدا نکرد.

« حجاب فریضه ای است که ترک آن فرصت قضا ندارد. »

[ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393 ] [ 12:26 ] [ قلب صبور ] [ ]


آدمیـــــــــــزاد

آدمیــــــــــــزادست دیگـــــــر
گاهی دلش میخواهـد … بی حوصله باشد
گاهی خوشحــــــــــال …گاهی ناراحـــــــــــت
گاهی عــــاشق …گاهی دل گرفتــــــــه
گاهی با حال بد
حالی که نه خودش و نهـ دیگرانش بداننــد چرا خوب نیست
و قضـــــــــاوت نابه جا کننــــــد دیگرانش
آدمیزادســــــــت دیگر
گاهی دلش می شکند … !!!
گاهی محتاج یک شانه برای گریه میشود
تا ببارد هرچه را که دست تقــــــــدیر به دستـــــــش داده
آدمیــــــــــــزادست دیگــــــــــر
گاهی خوب گاهی بد

و دردناک تر از همه تظاهر انسان است به خوب بودن

می دانی؟

درد ناک است بارها بغض کنی و در خودت بشکنی!

می دانی؟

   سکوت برخی وقتها…بدتر از فریـــاد است…

لــــــــحظه های ســــکوتم

پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند

مــــــملو از آنــــــچـــه

مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم

و
نــــــــــــمی گـــــویم

 

سکـــــــوت


یعنی اما… یعنی اگر


یعنی هزار و یک دلیل که ” دل” می ترسد بلند بگوید


بینِ مرگ و زندگی،جائیست که من سالهاست، به آن پناه بُردهام!

سکـــــــــوت

 

[ چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ] [ 23:28 ] [ قلب صبور ] [ ]