منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
دانشنامه عاشورا
دانشنامه عاشورا
درباره وبلاگ

سلام من ابوالفضل هستم
یه پسر یزدی
22 سالمه
نه بچه مثبتم نه منفی
متوسطم...
فقط یه چیز بگم:
عاشق نشید تا با اشک جدا نشید
یه نصیحت کوچولو بود دیگه
بعله...




من یک خردادی ام ! ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺍﮔﺮ ﻧﺒﺎﺷﻢ... ﺻﺪﺍﯾﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﺎﯾﻪ ﺍﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻮﯼ ﻧﻔﺴﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺭﺩِ ﭘﺎﯾﻢ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺼﻮﯾﺮﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺮﺯﺍﻧﺪﻥ ﺩﻟﺖ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ.........ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ..........


سلام گل های خوش بو
به وبلاگ خودتون خوش اومدید
بعضیا فکر میکنن من آخر مذهبم یا اینکه بچه مثبتم و یا اینکه بسیجی هستم و خیلی چیزای دیگه نمیگم اینا بده ولی مطالبی که تو وبلاگم قرار میدم اعتقادات قلبی ام هست و میخوام که اینجوری باشم و دارم سعی میکنم وگرنه اگه منو ببینی بهم نمیخوره اعتقادم اینجوری باشه

من
یـه پـسـر احـسـاسـیـم
مـن یـه پـسـر مـغـرور ولـی مـهـربـونـم ...
ﺻـﺪﺍﯼ ﺧـﻨـﺪﻩ ﻫـﺎم ﺗـﻮ ﺧـﯿـﺎﺑـﻮﻥ ﻣـﯿـﭙـﯿـﭽـﻪ...
ﺷـﻠـﻮارم ﻧـﻪ ﺧـﯿـﻠﯽ ﺑـﺮﺍم ﺑـﺰﺭﮔـﻪ ﻧـﻪ ﺧـﯿﻠـﯽ ﮐـﻮﭼـﯿـﮏ ...
ﺍﺑـﺮﻭﻫـﺎم ﻓـﺎﺑﺮﯾـﮏ ﺧـﻮﺩﺷـﻮﻧـﻪ ...
مـثـل ایـن پـسـرا نـیـستم کـه وقـتـی خـم مـیشن پـشم شـون دیده میشه ...
ﻧـﻪ ﻟـﮑـﺴـﻮﺯ ﺩﺍﺭم ﻧـﻪ ﮐـﻤـﺮﯼ!...
ﺍﻣﺎ ﻣـﺮﺍﻡ ﺩﺍﺭم ...
ﭼﺸﻤـم ﻫـﻤـﻪ ﺟـﺎ ﮐﺎﺭ ﻧـﻤـﯽ ﮐﻨـﻪ ...
دﻧﺒﺎﻝ ﻣـﻮﯼ ﺑـﻠـﻮﻧﺪ ﻭ ﭼـﺸـﻢ ﺁﺑـﯽ ﻧﯿﺴﺘم...
مـتـنـفرم از هـرچـی دخـتـر آهـن پـرسـت ...
ﭘﺎﺗـﻮقـم ﻣـﻬـﻤـﻮﻧـﯽ هـا ﻭ ﺷـﯿـﺸـﻪ ﻭ ﺍﻧـﻮﺍﻉ
ﻣـﺸـﺮﻭﺑـﯽ ﺟـﺎتــ ﻧـﯿـﺴﺖ ...
ﺁﺭﻩ ﺭﻓـﯿــﻖ!..
ﺗﮑـﯿـﻪ ﮐـﻼﻣـم ﻣـﻌـﺮﻓـﺘـﻪ
ﺑـﯽ ﺭﯾﺎ، ﺑـﺎ ﺧـﺪﺍ، ﻣـﻬـﺮﺑﻮﻥ ﻭ ﺑﺎ ﻣـﺴـﺌﻮﻟﯿـت
ﻭ ﺁﺩﻡ ﻫـﺎ ﺭﻭ ﻣـﺜـﻞ ﻫـﻢ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨـم
خلاصه مـن كار خـودمـو مـیكـنـم بـه حـرف مـردم هـم كـاری نـدارم ...
لـزومی نـداره مـن هـمـونـی بـاشم که تـو فـکـر می کـنـی
من هـمونـــــی ام که حتی فکــرش رو هـم نـمی تـونـی بـکنـی ...
حسـرت چـیـزی نـیـسـت کـه مـن بـخـورم
حسرت اون چیزیه که به دلــت میذارم ...
تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میلم بسازم...
آرزو طلب نمیكنم، آرزو میــــــسازم...
مراقب رفتارت باش
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر


کد پیغام خوش آمدگویی تماس با ما ابزار پرش به بالا

بیست تولز

سلام

این پست حرف های دلم هست و از جایی کپی نشدن

خیلی راحت زده نشدن

پست هاي ديگه رو ميتونيد كپي كنيد

 

به دلیل زیاد بودن مطالب به صفحه های دیگر سر بزنید

یه وب دیگه دارم اگه میخوای غمگین نشی پس واردش نشو

غمکده ی قلب صبور(کلیک کن)

 


 

شاید آرام تر میشدم

فقط و فقط ……..

اگر میفهمیدی…..

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی
 

نوشته نشده اند!!




برای خواندن حرف های دلم به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
 

 



ادامه مطلب

emam hossein (4)

 

 

emam hossein (2)

emam hossein (20)



 

تاب تاب عباسی 

 

 

یادش بخیر اون بازی

 

 

هربار قسم میدادم:

 

 

خدامنو نندازی

 

 

 

تاب تاب عباسی

 

 

خداخستم از بازی

 

 

دنیات چقدر تابم داد

 

 

کاشکی منو بندازی …

 

 

 

تاب تاب عباسی

 

 

خدا جونم چه نازی

 

 

دلم می خواد تو بازی

 

 

بهم نگاه بندازی

 

 

بهم بگی خدایا

 

 

یواشکی یه رازی …



روز محشـــرم از همـــه جــــداســـت

صـورتـــــم بـــرات خیلـــی آشنـــاسـت

خـدا 

بیـــا بــه همـــه بگـــو

ایـــن یـــه نــوکرِ حسابـــش بــــا مــاســـت ..



من و یک دل هوایی، حاصل یه آشنایی

ممنونم ازت خدایا، که شدم امام رضایی

زده ام قید خودم رو، آخه من خودم حجابم

چشمامو بستم دوباره، توی صحن انقلابم

 

هردفعه میام زیارت، دل رو پیشت جا میذارم

وقت رفتن روی خاکت، با لبام امضا میذارم

دست خالی رد نمیشم، این دیگه یه اعتقاده

آخه من اذن دخولم از در باب الجواده

 

 

جاتون خالی هفته پیش مشهد بودم

آقا جان طلبید رفتم

...خوش گذشت...

اینم یه عکس از من و آقا جانم



یادتـــــ باشــد

خــدا ” ، فقـط رزق ” حــلال ” می دهـــد . . .

حـــرام ” کـه آمـــد

بــدان ” شیـــطان

” رزقتـــــــ ” را داده استــــ

حـواسـتـــ بــخودتـــ هـستــــ ؟

 



 

ای کاش مراقب بارآخرهایی باشیم که

بار آخرتمون رو سنگین میکنه

این چندمین محرمیه کهقول دادیم!

نکنه باز یه گناه دیگه و..

* خدای من *

 دستمو بگیر نذار اشتباه برم



داستان کوتاه و آموزنده خار پشت ها در عصر یخبندان

.

آورده اند که :

.
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.

.

می گویند خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند

 

 

و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند…

.

وقتی نزدیکتر به هم بودند گرمتر میشدند ولی خارهایشان یکدیگر را زخمی میکرد،

.

بخاطر همین تصمیم گرفتند از هم دور شوند ‫ولی از سرما یخ زده میمردند…

.

ازاینرو مجبور بودند یا خارهای دوستان را تحمل کنند، یا نسلشان از منقرض شود.

.

پس دریافتند که بهتر است باز گردند و گردهم آیند و آموختند که :

.

با زخم های کوچکی که همزیستی با کسان بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند ،

 

 

چون گرمای وجود دیگری مهمتراست…

.

و این چنین توانستند زنده بمانند…

 

بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد

 

بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و خوبیهای  آنان را تحسین نماید…

.

چقدر خوبه که ما هم بتونیم

.

زخمهای خار آدمهای زندگیمون رو به خاطر گرمای بودنشون تحمل کنیم

.

 یا بهتره بگم ، نادیده بگیریم .

 



از احوال پسر فاطمه بی خبر نباشيد!
بر او سلام بفرستيد!
با او صحبت كنيد ميشنود!
او هم دل دارد...!
دلش به وسعت تمام خوبی هاست!
خوبی هايی كه پايانی برايشان نيست...
سلام برتو ای پسر فاطمه(س)
سلام بر تو ای همنشين زمانهای دلسوز
سلام بر تو ای كه تنهايي!
سلام بر تو حضرت عشق!


   اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم

اقا بیا ...

 



خدایـــــــــــا ،
دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ،
کم آورده ام ،
صبری که داده بودی تمام شد ،
ولی دردم همچنان باقیست !!!
بدهکار قلبم شده ام ،
میدانم شرمنده ام نمیکنی؛
باز هم صبـــــــر میخواهم...






آدم هـــــای احسـاساتی را بایــــــد کشت…!!

میدانــــــی؟؟

راست میـگویم …

آدم های احساساتی به درد زندگی آهـــــــــنی امروز نمیخورند …

به خدا به درد این زندگی نمیخورند ..

فقــــــط خــــرد وخردتـــــــــر میشوند هــــــرروز…

ghamgin(www.shabhayetanhayi.ir) (1)

یـڪــــــ وقتایــے …

בیـگـــﮧ פـسش نیســــت غصــــﮧ بـפֿـــورے

رسمـا غصـــــﮧ تــو رو مے פֿـــورهــ … [!!!]

گـ ــاهـــــے آدَمـ لـــــال مــــےشَـــــــوَב!

حَـــــــــرف בارَב …

اَمــــ ــا کـَــلَـــمه نـבارَב!

 

 

ghamgin(www.shabhayetanhayi.ir) (2)

 

مـےخـ ـوآهـ َـمـ رآحَتــ بـ ـآشـَ ـمـ …

بےجـ ِـسـ ـآرَتــ وَ بےخـ ِـجـ ـآلـ َـتــ …

נَر جـ َـوآبــ ِ چـ ِـﮧ خـ َـبـ َـرهـ ـآ؟

چـ َـشـ ـمـ ـآنـ َـمـ رآ بـ ِـبـ َـنـ ـנҐ وَ بـ ِـگـ ـویـ َـم  نــ ــآخــ ــوشــ ــے …



گــاهی اوقات نه آشنا دردت را می فهمد

نه حتی صمیمی ترین دوست!

گــاهی باید تنهـــایی درد را فهمیـــد

تنهـــایی خلوت کرد

و تنهـــایی آرام شد!

گـــاهی به همین سادگــی میشود خیلی زود بزرگ شد ..!

 

gomalat ziba tanhayi..shabhayetanhayi (2)



هــَـر روز دیــوانــه تــَـر از دیــروز!

 

وهـیـچـکـَـس نــمے دانــَـد:

 

پـُـشـتـ ایـטּ دیــوانــگـے و سـَـرخـوشـے!

 

چــه دردے را پـنـهــاטּ کـَـرده ام




آیا میدانید!؟ بعد از فوت شخص رشد موهایش تا چندین ماه متوقف نمیشود!.

آيا ميدانيد!؟ بعد از فوت تنها قسمت چپ مغز تا هفت دقیقه زنده میماند و تمام گذشته خود را بصورت یک خواب مرور میکند! لا حول ولا قوة إلا بالله.

آیا میدانید!؟ پس از مرگ تنها عضوی ک تا 3 روز زنده است گوش هست به همین علت هنگام مرگ تلقیین خوانده میشود! سبحان الله.

آیا میدانید!؟ ملک الموت یعنی حضرت عزرائیل (ع)؛ در شبانه روز 360 مرتبه به تو نگاه میکند؛ و منتظر امر خداوند است برای قبض روحت؛ پس سعی کن هنگامی که تو را تحت نظر دارد مرتکب معصیت نشوی؛ در غیر این صورت چگونه با خداوند متعال تقابل خواهی کرد! حالا اگر سه بار استغفار کرده و این پیام را خوانده و برای دوستان و رفیقانت ارسال یا تعریف کنید عرض چند دقیقه میلیونها شخص استغفار میکنند؛ که مسبب خیرش تو هستی؛ و این عملت باعث خشنودی خداوند تبارک و تعالی خواهد شد ان شاءالله!.




حسین.ع. هنوز مظلوم است...


چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم میرود...تا سااااااااااااااااااااااال بعد....تا یاد بعد....

ان شاالله که اینگونه نباشیم...



آقا سیاه پوشاتو میبینـــی ؟؟؟

به عشق تو نیست ، این عـــزا داری . . .
به عشق اینه که امشب غـــذا داری . . .
پسرا به عشق دختر همسایشـــون . . .
دخترا به عشق شوهر آیندشـــون . . .

فروش لباس از عید هم بیشتر شـــده . . .
مداح از شب دامادیش خوش تیپ تر شـــده . . .

آقا میبینـــی ؟؟؟

بعد هیئت شماره ها رو زمینـــن ؟؟؟
مادرا چشمارو بستن تا نبیـــنن . . .

دخترش فقط به مداح آمار نداده . . .
میگه واااای امشب چقد داماد زیاده . . .

آقا سیاه پوشاتو میبینـــی ؟؟؟!



emam hosein (4)

 بیایید در ماه محرم اگر زنجیرمیزنیم ، قبل از آن زنجیر غفلت از پای خود باز کرده باشیم

اگر که سینه میزنیم ، قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم

خوب است اگر اشکی میریزیم، اما قبل از آن اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم

آن وقت می توانیم با افتخار بگوییم : یا حسین (ع)

muharaam 05

خوش بحال هر آنکس که محرم بیند

روزی گریه اش از حضرت مادر گیرد

تا که محشور شود با علی و آل علی

هر چه خواهد ز خدا در صف محشر گیرد

http://shabhayetanhayi.ir/wp-content/uploads/emam-hosein-8.gif



 

هیاتـــــــ تمام شد، همه رفتند و تــــــو هنوز…

 

در گوشه ای نشسته ای و گــــــریه میکنی…

 

سوز اهـــــل آسمان آید بگـــــوش…

 

ناله صاحبـــــــ زمان آید بگـــوش…

 

الا ای صاحبـــــــ قلبـم کجایی؟ 

 

محـرم شد نمی خواهی بیایی؟

 

خوشا آن شور و حال و اشکــــ و آهت

 

خوشا آن ناله هـــــای نینوایی

 

خوشا بر حال تــو هر وقت که خواهی

 

کنار تربتـــــــــ آن سر ِ جدایی

 .

emam hossein (2)

.



عزیـــــز من!

عزاداریِ محرم ، فقط سینه زنی و گریـــه برای حسین(ع) نیست!

.

shabhayetanhayi (3).

بیندیش که یزید و شمـــر فقط سال 61 هجری نبود

 

بی نهایتــــــ اند  آدم نام های بی رحمی در همین قرن 21 !

 

ظلم فقط بستن آب به روی طفلان صغیر نیست…

 

عزادار کودکان و زنان آواره سوری و عراقی باش که اسیر جاه طلبی های مزدوران شدند

 

گریه کن به حال عاشورای امـــــروز …

گریه کن و بیندیش به اوضاع و احوال این روزهای مان

 

گریه کن به ویرانی دلِ شکسته یکــــــــ جوان بیکار

 

اشکـــــــ بریز به حال ِ زار کارگر دست شکسته ای که

پزشک جراح  شرط درمانش واریز زیرمیزی اوست!

 

گریه کن برای  تبعیض ها … تفاوت ها … فواصل طبقاتی

 

گریه کن و بیندیش به آشنابازی های افــــراد به ظاهر قانون مند

 

عزا بگیر برای دختران و پسران جامعه امروزی و همیشه سـر در گـوشی!!!

 

بیندیش به آینــــده نوجوان مان که درگیرِ وایبر، لاین ،فیس و هزاران شبکه اجتماعی دیگرست…

گریه کن به غربتــــــــ آقایمان در پشت پرده غیبت…

.

shabhayetanhayi (2).

عزادار حسینی! محرم فقط شام و ناهار خوردن هیئتـــــــ نیست

 

عاشورا هر روز در دل پدر پیر ، سر سفره خالی شام اتفاق می افتد…

================

بی فرهنگـــــ ها دلگیر نشوند!

 

اما فرهنگ عاشورا کمر خم شدنِ رفتگر  پیر محله ، برای پاکسازیِ خیابان از ظروفـــ نذری نیست!

 

یادت باشد شربت نذری به کـام رفتگر شهرداری تلـــــــخ نشود

.

shabhayetanhayi (1).

اندکـــــــی بیندیش

 

عزادار واقعی باش 

 

از اعمـاق وجودت در هـر لحظه اربابتـــــ حسیـــن را لبیکــــــــ بگو

 

زیرا که هر روزِ تــــو عاشـــوراست و هرجایی که هستی کربلاستـــــــ

 

کوفه اینجاستـــــــ

 

کربلا همین جاست در دل تو

 

خواهی یزیـد شوی یا حـُـــــر…

 

خــــــود دانی …!



yazid Moharram_Www.Shabhayetanhayi.ir

آیا به این فکر کرده‌ایم که اینگونه عزاداری‌ها چقدر مورد قبول خداوند و امام حسین است؟

 

و این وضعیت حجاب برخی زنان و دختران در ایام محرم ، دسته های عزاداری ،هیئت ها ، مناسب با مکتب و فرهنگ عاشورا است،

آیا امام حسین دلشاد از حضورتان میشود یا دلخون.

 

وضع نامناسب ظاهری و حجاب برخی زنان و دختران در عزاداری دسته های عاشورا زیبنده عاشقان امام حسین(ع) نیست .

تهاجم فرهنگی دشمنان به قدری نفوذ کرده که برخی‌ با وضعیت نامناسب در دسته‌های عزاداری حضور پیدا می‌کنند که این امر موجب ناخشنودی سالار شهیدان می‌شود.

 

 

خدایا همه ما را به راه راست هدایت نما و ما را در این ماه عزیز طوری آموزش بده تا 

راه آقامون سیدالشهدا را بپیماییم! ان شاالله

 




نخل برداری عصر عاشورا در حسینیه شاه ولی تفت؛ این نخل با 11 متر ارتفاع بلند ترین نخل
دنیا است و این مراسم تفت پس از زمین گیر شدن نخل های غول پیكر یزد در میدان های بزرگ شهر شاید باشكوه ترین مراسم نخل برداری نیز باشد.

 

پس از آذین بندی و سیاه پوش نمودن نخل، معمولاً در شب عاشورا با انبوه جمعیت و عزاداران و هیأت های مختلف، اندكی نخل را برای آزمایش و تغییر وضعیت، جابجا می نمایند تا در روز عاشورا، مشكلی حادث نشود. البته این دقت، در مورد نخل های بسیار بزرگ اعمال می شود.
در روز عاشورا با توجه به عادت و یا قرارداد عرفی ای كه میان هیئت عزادار، از قدیم وضع گردیده، در ساعت معینی از روز، عمل نخل برداری صورت می گیرد. بدین صورت كه غالب كسانی كه می خواهند شانه خود را به زیر نخل ببرند، مقداری پنبه، پشم، كاه، پارچه و یا هر جسم نرم دیگری را داخل دستمال های بزرگ پیچیده، آن را به سر یكی از كتف های خود می بندند تا هنگام شانه بردن به زیر چوب های حمال، شانه اشان آسیبی نبیند و فشار سنگینی نخل را بهتر تحمل نمایند. سپس به دستور شخصی باتجربه و سالمند كه عموماً از سادات است، افراد به نسبت توانایی شان، با پای برهنه، دور تا دور و داخل پایه ها و چوب های حمال نخل، تقسیم شده، جایگزین می شوند و در زمانی مناسب، به دستور آن فرد رهبر، با ذكر "یا حسین -ع-، یا حسین -ع-"، مسافت تعیین شده را پیموده و دوباره به جایگاه اولیه نخل باز می گردند. البته در زمان فعلی مرسوم گردیده كه سه دور این حركت جابجایی پیاپی صورت می گیرد؛ لكن نقل قول شده كه در قدیم به جهت تیمن و تبرك چهارده معصوم، نخل را چهارده مرتبه می گردانده اند.
ناگفته نماند كه شخص راهبر و فرمانده نخل، در پهنه سرو مانند نخل، بر روی یكی از چوب های نخل، با آویختن شال عزا به گردن، می ایستد و با حركات دست، نخل بران را در جابجایی نخل، هدایت می كند؛ و یك یا دو نفر هم به نوك یا راس نخل، بالا می روند و در هنگام حركت نخل، یكی، اذان می گوید و دیگری، اشعار حماسی یا ابیاتی از دوازده بند مشهور محتشم كاشانی را می خواند. ضمناً در هر دور یا رفت و برگشت نخل، تعدادی شتر، گاو و گوسفند نذری، قربانی می شوند تا پس از ختم مراسم، بین نیازمندان، تقسیم و یا با پخت آش گندم از گوشت دام های قربانی، مردم را به خوردن آش گندم یا آش حسینی، مهمانی نمایند. همچنین در هنگامی كه نخل از حركت باز می ایستد یا پیش از حركت دادن، بعضی از مردم با پخش نقل یا نخود برشته و مانند آن، نذر خود را ادا می نمایند.

دو نما از مراسم نخل برداری در عصر عاشورا در تكیه یا حسینیه شاه نعمت الله ولی در تفت یزد؛ سید راهبر نخل روی تیر های حمال می ایستد و وظیفه اش تقسیم نیرو و درست رانده شدن نخل مخصوصاً در پیچ هاست چون همواره روی نخل باید به سمت جلو باشد و همچنین نخل باید در یك سطح بماند؛ افرادی نیز در بالای نخل به قرآن یا شعر خوانی یا اذان گویی یا سنج زنی می پردازند و همچنین اوضاع را از بالا زیر نظر دارند.

 
پس از آخرین حركت و جابجایی، نخل به جای ثابت خود بازگردانده و بر روی پایه های خود نهاده می شود تا سالی دیگر یا مراسم عزاداری ای دیگر. پس از آن، انبوه نخل بران، به سرعت از زیر نخل بیرون رفته و با دیگر عزاداران به سر و سینه می زنند و با فریاد "حسین، حسین" لحظاتی تاثر برانگیز را به ظهور می نشانند. در برخی جا ها پس از به زمین گذاشتن نخل، نخل بران و دیگر مردم به مقابل تكیه یا عزاخانه امام حسین -ع- هجوم برده و با فریاد "حسین، حسین"، شدیداً به سر و سینه می زنند كه به اصطلاح به آن «جوش زدن» می گویند كه نوعی تعزیه خوانی است و «جوش خوان»، اشعاری را می خواند و مردم با سینه زدن مداوم، جواب می دهند كه از مشهور ترین و متداول ترین آن ها، تضمین آیه 107 سوره «صافات» از قرآن كریم است:

چنانچه عمل نخل برداری در عصر عاشورا صورت گیرد، معمولاً پس از اتمام مراسم نخل برداری، عزاداران تا غروب آفتاب به عزاداری ادامه می دهند و پس از غروب آفتاب و اذان مغرب و خواندن نماز، مراسم شام غریبان را با حدت و تجسم غربتی خاص، با رفتن از این محل به آن محل در حالی كه تعدادی از عزاداران به ویژه كودكان، شمع در دست به نشانه تاریكی بیابان كربلا و پراكنده شدن كودكان خردسال خانواده امام حسین -ع- در آن بیابان در غروب عاشورای سال شصت هجری قمری، به مراسم دهه اول ماه محرم خاتمه می دهند.
اما این سوال همواره در ذهنشان می ماند كه مگر چند سال از مرگ پیامبر گرامی اسلام -ص- و جد بزرگوار حسین بن علی -ع- گذشته بود كه مسلمانان این گونه رنگ عوض نموده و وصایای آن حضرت را به فراموشی سپردند و "مثل اهل بیتی كسفینه نوح" را نادیده گرفتند و چنان كردند كه تاریخ از جواب دادن شرم دارد.

 





emam hossein (5)

باز محرم شدو دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست

 

باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست

 

آب دراين تشنگي ازخود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست

 

قاسم وليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست

 

محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است



السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عج)

مــَهدي جان بيا ...

 

بيا كه ماه محرم و خون و عزاست ...

 

بيا كه آب از دستانِ قلم شده ي ابوالفضل آبرو ميطلبد ...

 

بيا كه حسين در قتلگاه ، ياري رسان ميطلبد ...

 

بيا ... كربلا ... آن سرزمين ِ كرب و بلا خون ميگريد ...

 

يا امام زمان (عج)

 

تو را قسم به جان مادرت ، خانم فاطمه زهرا (س)

 

""" بيـــــــــــــــــــــــــــــــا ... """





حس نوشت : يا امام زمان تو اين شبا ...

 

كه ميگن گريه بر حسين

 

 

معجزه ميكنه ...

 

با چشم تـــَرَت براي شفاي مريضا دعا كن ...

 

 

2



صدای طبل و سنج و بوی اسپند


همه یک رنگنو چه خوبِ حسّم


همه چشم انتظارنونگاه کن


ببین با بوی هیئت خو گرفتن


هنوزم کوچه هامون تکیه داره


که وقت  نذری هامون هرکی فکرِ کاره


هنوزم عاشقت خیلی زیاده


که می میرن برات  با یک اشاره


منم اشکِ چشام خونِ دلم


آقا نگام کن


میخوام دردا از این خونه برن


آقا کمک کن


منم گمراهمو غرقِ گناهم


میخوام یه قولِ مردونه بدم


...............................؟


آقا کمک کن


....یــــ ــــــــ ــــــــــ ـــــــا حسیــــــــــن....

 

emam hossein (2)



 

 

چه کوتاه است فاصله ظهر غدیر تا ظهر عاشورا!

روز بالا رفتن دست علی تا روز بالا رفتن سر حسین!


در این شبها اگر باران چشمانت فرو ریخت

کویر قلب مارا هم دعا کن....

التماس دعا

emam hossein (7)



 

 روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!

 

نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!

 

این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،

 

 

پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!

 

 

باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،

 

 

به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه!

 

 

شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،

 

 

دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!

 

 

جان من برخیِ ” آن مرد ” که در شط فرات،

 

 

تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!

 

 

هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،

 

 

ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!

 

emam hossein (11)

 



بر گوش جانم می رسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله.....



خدایــــــا

خــــرابت می شــــوم

مرا هر گــــونه که می خـــــواهی بســـــاز